)(
گاه مانند يک پرانتز مي شويم، بي آن که چيزي درون مان باشد.
و گاه چون )( که حتي چيزي در درون مان نمي تواند باشد
و اين گاه همان حکايت عشق ما انسان هاست
و معنويت درون مان
و چه کسي بيهوده تر از )( ديده است؟
زماني که از عشق و معنا تهي مي گرديم....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت
23:36 جواد فرخی |

