تبليغاتX
اشراق نوای عشق

عرفان

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد ...

وهردانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

ازحرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

وشگفتی های برزبان نیامده...                                         

ودراین سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو ومن ...

برای تو وخویش چشمانی آرزو میکنم

که چراغ ها ونشانه ها را در ظلمات مان ببیند

گوشی که صدا ها ونشانه ها را در بیهوشی مان بشنود...

برای تو و خویش روحی که این همه را درخود گیرد وبپذیرد

وزبانی که در صداقت خود مارا از خواموشی خویش بیرون کشد

وبگذارد از آن چیز هاکه در بندمان کشیده است سخن بگوییم...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 19:59 جواد فرخی |