من از کجا می آیم؟
من از کجا می آیم؟
که این چنین به بوی بهشت آغشته ام؟
هنوز خاک مزارش تازه ست...

گاهي براي ماندن هم بايد گذر كرد ...
بايد گذر كرد..
آري از ديوارهايي كه با خشت هاي جهل ساخته اي وبرايت رنگش كرده اند بايد بگذري
بگذري و به تماشا بنشيني آن ديوار بي پايه راكه تو برايش ستون شده اي ،
تا بايستد و خورد نشود...
بگذر آري بگذر.
گاهي هم براي رسيدن بايد بازگشت ...
آنجا كه در معراج بودي و دست در دست او،
وقتي شنيدي صداي دلي را كه شكست { برگرد }
آنجاست كه ديگر او با تو نيست در همان قلب شكسته است
برگرد وآنجا باش که...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت
15:5 جواد فرخی |


